استخدام های سال 91-سراسری

استخدام های سال 91-سراسری

نظرات   

 
0 #179 نظرGuest 1392-01-29 06:28
عزیزم برو خدات شکرکن من27سالم مجردم بامدرک کارشناسی حسابداری تویه دفتر بیمه کار میکنم از 8.30تا13.30ظهر ماهی 150تومن میگیرم اونموقع من چی بگم
 
 
+6 #178 علیGuest 1391-11-23 07:26
سلام بچه ها
یه مطلبی دیدم که یه دختر خوب تحصیل کرده اما بی تربیت که اصطلاح ...برای فارغ تحصیلای دانشگاه ازاد نوشته ازاین موضع واقعاًمتاسفم..و اما برو بچ غصه نخورین تازمانی که ما برای یه کار فرما با قراداد موقت کار میکنیم همین اشه وهمین کاسه من الان با یه فرزند با اجاره خونه وبا 10سال سابقه کاری مفید که حدود 6سال اون فقط تو فولاد بوده الان بی کارم چون یه بچه سوسول اومده با 25سال سن به من بعد از کلی زحمت گفته خداحافظ چرا چون با پول باباش وکلی کلک وکومبول کارخانه زده وشده مدیر
اخه اینم شده مملکت اینم شد زندگی
خدایا بازم شکرت.....
 
 
+1 #177 پریا 1391-10-26 10:19
سلام عزیزان من هم مثل شما فارغ التحصیل دانشگاهم یک پسر دارم حال و احساسات شما را درک می کنم. ازاینکه خانمها بازار کاراقایان را گرفتند ناراحتم.حرفهای ما هم که خریدار نداره .چند ماهی است که توسط سایت بیمه سامان با بیمه عمرو تشکیل سرمایه اشنا شدم.فرم پر کردم الان مشغول کارم ودرامدم خوبه ماهی 600هزارتومن رو دارم.انصافاالان که بیکارید اینجوری صادقید یا اگه کاری مثل من گیر اوردید یادتون میره که بیکار بودین وباز توقعاتتون بالا میره.برای همتون ارزوی بهترینها رو دارم
 
 
0 #176 فاطمه 29 1391-10-24 15:56
سلام. به نظر من هم ادبیاتی ها بدبخت هستن. من خودم ادبیات فارسی خوندم. رتبه اول دانشگاهمون توی مقطع کارشناسی بودم با معدل 18 فوق لیسانس گرفتم همش هم دولتی و روزانه. الانم 29 سالمه. 4 ساله که فوق لیسانس گرفتم ولی نتونستم حتی توی یه مدرسه ی غیر انتفاعی چند ساعت تدریس بگیرم. یکی دوتا مدرسه هم رفتم که بعد از مدتی به جای من یه بازنشسته رو آوردن و منو بیرون انداختن اونم فقط به خاطر اینکه نخوان حق بیمه پرداخت کنن. توی هر روزنامه و آگهی ای هم که گشتم هیچ کدوم یه دختر فوق لیسانس ادبیات بدون سابقه رو نمی خواستن. دیگه مدتیه اصلا دنبال کار هم نمی گردم. متنفرم از این مملکتی که فارغ التحصیل هاش رو اینجوری به امان خدا رها میکنه.
 
 
+8 #175 تنهای بی کس 1391-10-20 11:27
واقعا وقتی بعضی از این نوشته ها رو خواندم نمی دونستم بخندم یا گریه کنم اخه برادر و خواهر عزیز بیمه و زیست شناسی گرایش تکوین و زمین شناسی اقتصادی و ژئونمی دونم چی چی شد رشته؟؟؟!! نه خدایش وقتی خواستی انتخاب رشته کنی فکر کردی بازار کار رشته من چیه ؟ من با زیست تکوین چرخ کدوم اداره و شرکتی رو میخوام بچرخونم دوستان بیکار موقع انتخاب رشته دقت میکردید نمیگم الان صدرصد استخدام بودید اما دیگه این وضع اسف بار رو هم نداشتید البته یه چزی بگم من خودم دخترم اما میدونم 90 درصد دخترهای که میروند رشته چوب الاسکا سازی و اسم های عجیب غریب میخوانند واسه اینه که فقط بگویند دانشجو ام بعدشم یه شوهری چیزی توی دانشگاه پیدا کنن و عشق و حال بعدشم گور بابای کار و درس که البته ای دل غافل نمی دونستن که از اونم ( شوهر ) خبری نیست

به نظر من فقط باید اقایون رو استخدام کنند چون وظیفه مرده که خرج خونه بده نه زن مگر زنی که سرپرست خانواده است یا خرج دخل زندگیشون بهم نمیخوره که اونم خیلی کم هستند بازم 80 درصد خانم های میاییند میگویند ای هواررررررر من بیکارم بازم قصدشون اینه بروند سرکار کلاس بگذارند من کارمندم و بازم یه شوهری تور کنند و و... که بازم ای دل غافل اونجا هم خبری از شوهر نیست

یه جایی خوندم نوشته بود بعضی از ادارات رو نگاه می کنید وقتی تعطیل میشوند انگار دبیرستان دخترانه تعطیل شده اند همش خانم 70 درصدشون هم مجرد چرا؟ چون اون خانم به جای اینکه بشینه تو خونه تا شوهر کنه رفته فرصت شغلی همون اقایی رو گرفته که شاید میتوانست بهتر از صد تا کار و شغل براش باشه به زندگیش ارامش واقعی بده

حالا از خودم بگم چندین ماهه بیکارم رشته ام علوم ازمایشگاهی بازار کارش هم خیلی خوب بود میگم بود چون به لطف دانشگاه ازاد که مثل .....خر مدرک میده بیرون بازار کار اونم خراب شد مشکل اعصاب و روان پیدا کردم الانم روزی یه قرص الپرازولام میندازم بالا که بدبختی هام یادم بره 25 سالمه با وجود زیبایی تحصیلات توی دانشگاه تهران و خانواده سطح بالا هیچ ادمی که به من بخوره پیدا نشده در نتیجه انگ ترشیدگی هم اومد کنار بیکاری چسبید به پیشونی بنده !!

تو زندگیم تلاش زیاد کردم از بی خوابی استرس هرچی بگم کم گفتم الانم بعده کلی التماس یه ازمایشگاهی رو پیدا کردم 7-3 بعدازظهر 380 تومان!!!!!!!! از سر بدبختی و بی کسی قبول کردم برم هرچند بعید میدونم دوام بیارم اگه گفتم فرصت شغلی رو بدید به اقایون واسه اینکه خودم حاضرم جای من یه اقا توی بهترین جای دولت استخدام بشه یعنی من از حقم بگذرم یه پسر بیاد جای من اما به جای اش یه شوهری داشته باشم که بهش تکیه کنم مجبور نباشم واسه اینکه بقیه نگند دختره مونده بیکار و ترشیده به هر ذلتی تن بدم و واسه چندرغاز التماس کنم چون یه دختر افریده شدم و : یه زن ریحانه است نه جنگجوی قهرمان ( امام علی )

مشکل ما دختر ها اینه که فکر میکنیم از خالق خودمون بیشتر میدونیم باید مثل یه مرد کار کنیم همین جای هم که من دارم میرم همه دخترند چون هیچ پسری با ماهی 380 نمیتوانه خودش رو خرج بده چه برسه به زن و بچه

اینم از داستان زندگی من از همتون التماس دعا دارم./
 

اضافه کردن نظر

کد امنیتی
تازه کردن